ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

74

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

چنين مجالس باهم گفتگو مىكنند و آنچه خاطرخواه جانبين باشد به عمل مىآيد . چرا كه اختيار زنان و دختران با خودشان هست ، و مرد تسلط به ايشان ندارد . از مراتب بىعصمتى و ضايع روزگارى زنان و دختران اين طايفه آنچه بيان شود يك از هزار و اندك از بسيار بيان نشده . مرتبهء بىعصمتى زنان روس از جميع قرال‌هاى فرنگ بيشتر است ، و اعمال قبيحه در ميان ايشان بيشتر از همه‌جا شيوع دارد . بارى چهار پنج ساعت كه در آنجا بودند به همين نسبت رقص مىكردند و مرد و زن هركس و هر جا بود دست يكديگر را در دست گرفته گردش مىكردند و شراب در پياله‌ها كرده در ميان اهل مجلس مىگشتند . هريك كه ميل داشتند گرفته مىخوردند . در آنجا ملاحظه شد كه چهل‌چراغى در وسط اوطاق آويخته ، پيشخدمت رفته ته آن را گرفته مىكشد به زير مىآيد شمع‌هاى آن را « 1 » روشن كرده سر ميدهد . آن چهل چراغ خود بالا رفته به مكان اصلى قرار مىگيرد . معلوم نشد كه درجوف سقف چگونه چرخى و اسبابى دارد كه اين قسم مىشود . بعد از ملاحظهء آنها صاحبى ايلچى و همراهان معاودت به منزل كرده ، هريك بجاى خود رفته استراحت نمودند . يوم يكشنبه چهاردهم ، الى شنبه بيستم : كه در آنجا توقف بود امرى كه قابل تحرير باشد روى ننمود . روزى يكى از بزرگان آنها آمده وعدهء ضيافت از صاحبى ايلچى خواسته قبول نمىفرمودند . بساناويچ مهماندار اصرار زياد كرده قبول كردند ، و شب به خانهء ميزبان زفته همان زنان و مردان و اساس و اوضاع شب قبل در آنجا برپا بود ، و مغايرت نداشت . از آنجا معاودت و استراحت كردند . روزهاى ديگر گاهى به نوشتن خط انگريزى و دانستن لسان اروس مشغول بودند ، و گاهى بزرگان و اعيان به ديدن ايشان آمده با آنها صحبت مىداشتند . روزى آقابيك دربندى به اسم بساناويچ مهماندار خواهش يك طاقه شال رضائى از صاحبى ايلچى كرده بود . بعد از اينكه صاحبى ايلچى شال را فرستادند مشخص شد كه آقابيك خود خواسته و بساناويچ مخبر نبوده ، اين عمل او را هم به طريق ساير اعمال و افعال او ، صاحبى ايلچى چشم پوشيدند . روز آخر چون زن صاحب‌خانه كامل‌زنى بود و در عالم خود در مراتب مهمان‌نوازى به قدر مقدور كوشيده بود ، صاحبى ايلچى يك طاقه شال رضائى به او انعام كردند . قدرى وجه كه شايسته حال آنها بود در همين روز به سالدات و افيسر و ساير خدمه و اشخاصى كه مأمور كشيك و خدمت بودند از قرار فرمودهء صاحبى ايلچى به آنها داده شده كه رضامندى و خوشنود شدند . ديگر امرى حادث نشد . روز قبل از حركت خود اسبان هدايا و بنه و اسباب و ايتام را از آنجا روانهء منزل ديگر كردند كه خود يوم بعد حركت كرده نيز روانه شوند . يوم يكشنبه بيست و يكم : صبح بعد از صرف غذا از بارونج حركت و به اتفاق همراهان و مهمانداران روانهء منزل ديگر شديم ، و بعد از طى چهار فرسنگ و نيم راه وارد منزل‌خانه شديم . در عرض راه سمت راست و چپ جنگل بسيار و اشجار بيشمار بود .

--> ( 1 ) - متن : او